![]() |
![]() |
![]() |
Friday, April 29, 2005
نوشته: استفن كتز ترجمه: علی امينی اين حرفهای بی سروته چيست كه میزنيد؟ پست مدرنيسم شعار روز محافل آكادميك در اواخر قرن بيستم بود. كتابها و رسالهها و مقالات و نشريات بيشماری درباره پست مدرنيسم انتشار يافت. اين جنبش نشان میداد كه ما با پيشرفت بیسابقه كامپيوتر و گسترش رسانههای گروهی و بازار واحد جهانی، به دوران تازهای گام گذاشتهايم كه تمام اشكال هستی اجتماعی را برای هميشه دگرگون كرده است. من نيز به عنوان جامعه شناسی كه مسائل فرهنگی را تدريس میكند، به همين محيط تعلق دارم. به پست مدرنيسم بسيار علاقه مند هستم، هم به عنوان يك جنبش روشنفكری و هم به عنوان يك مشكل عملی. به نظرم میرسد در ميان پژوهشگران دو برداشت به كلی متفاوت از پست مدرنيسم وجود دارد: به نظر بعضی افراد اين مكتب همان محافظه كاری سنتی است كه در بسته بندی پرزرق و برق تازهای پيچيده شده است، و ديگران آن را گسست كاملی میدانند با آموزههای "مدرنيته" در عرصههای آموزشی و هنری و سياسی. البته بين اين دو قطب افراطی، طيف گستردهای از علايق و سلايق رنگارنگ قرار گرفته است. به نظر من اين اختلاف قبل از هر چيز جنبه زبانی دارد. میتوان گفت كه نفس نوع بيان پست مدرن در گفتمان روشنفكری امروز جايگاه خاصی يافته است. به عبارت ديگر، اهميتی ندارد كه شما از پست مدرنيسم چيزی ندانيد، مهم اين است كه بتوانيد به "زبان پست مدرن" سخن بگوئيد. حتما برايتان پيش آمده كه بخواهيد ديدگاهی فرهنگی يا انديشهای خردمندانه را در جمعی از افراد فرهيخته مطرح كنيد، اما حس میكنيد كه به نظر شما توجه نمیكنند يا خودتان را به اصطلاح "تحويل" نمیگيرند. علتش بی گمان اين است كه هنوز ياد نگرفته ايد به زبان پست مدرن حرف بزنيد. اولين چيزی كه بايد توجه كنيد اين است كه در محافل سطح بالا زبان واضح و روشن به كار نمیآيد. اين بيان صاف و ساده متعلق بود به عهد مدرنيته، كه دورانش سپری شده است. زبان پست مدرن با انواع و اقسام شگردها و فوت و فنهای زبانی ادا میگردد. اين نوع زبان آوری البته كار سختی است و هر كسی از عهده آن بر نمیآيد، اما به نظر من يك راه حل ساده دارد و آن هم استفاده از زبانی پر پيچ و خم است. فرض كنيم قصد داريد اين جمله را بيان كنيد: "بايد به نظر مردم بيرون جوامع غربی توجه كنيم تا از مسائلی كه بر ما اثر میگذارند، آگاه شويم." اين جمله البته هيچ عيبی ندارد، اما اصلا گيرا نيست. مثلا از واژه "نظر" شروع كنيم. اين واژه خيلی پيش پا افتاده است. به زبان پست مدرن بايد بگوئيم: "صدا"، و از آن بهتر "آوا" است. اما اگر بخواهيم پست مدرن ناب باشيم، بايد بگوئيم: "گستره چند آوايی"! اينجا بد نيست يك صفت شيك هم به عبارت اضافه كنيم، چيزی مانند "بينامتنی". عبارت "مردم بيرون جوامع غربی" هم از آن حرفهای بی رنگ و بو است. بهتر است به جای آن بگذاريم: "فراشدهای پسااستعماری." چيز مهمی كه نبايد فراموش كنيد اين است كه در زبان پست مدرن، در كنار مفاهيم آشنايی مانند نژادپرستی و سكس گرايی و پيرآزاری، به يك سری اصطلاحات چندپهلوی پيچيده نياز داريد، مانند نرينه - كلام محوری (كه عبارتست از مردگرايی جنسی درآميخته به علم كلام سنتی). فعلی كه در جمله به كار برده ايم نيز زيادی "رو" و سرراست است و بايد فكری به حال آن كرد. به جای "اثر میگذارند" میتوان افعال جالبتری گذاشت، مثلا چه اشكالی دارد كه بنويسيم: "بنياد هستی شناختی ما را قالب بندی میكنند." بله، خيلی بهتر است! میبينيد كه از آن جمله بی رمق قبلی، به اين عبارات گوش نواز پست مدرن میرسيم: "بايد به گستره چند آوايی بينامتنی كه از فراشدهای پسااستعماری برمی خيزد، گوش فرا دهيم تا از بنيادهای نرينه - كلام محورانهای كه بنياد هستی شناختی ما را قالب بندی میكنند، آگاه شويم." گاهی پيش میآيد كه شما برای تدوين يك متن پست مدرن وقت كافی نداريد يا از اصطلاحات و برابرنهادههای تازه بی خبر هستيد. هيچ اشكالی ندارد! به ياد داشته باشيد كه شما میتوانيد حرفهای بی معنی هم بگوئيد، به شرط آنكه بدانيد چطور بگوئيد. مثلا اگر خواستيد به سرعت برق يك متن پست مدرن سرهم كنيد، پيشنهاد میكنم تا آنجا كه میتوانيد پيشوندها و پسوندها و معترضههای گوناگون را در كنار انواع و اقسام نقطه گذاریهای جورواجور به كار بگيريد. برای پرهيز از اتلاف وقت توصيه میكنم يك جدول رسم كنيد با سه ستون. در ستون اول پيشوندهای مفيد را بگذاريد: پيشا، پسا، بينا، ورا، فرا و غيره.... در ستون دوم پسوندهای اسم ساز را رديف كنيد: گرايی، ستايی، سالاری، پرستی، ستيزی، زدايی، باوری، مداری، مندی و غيره.... در ستون سوم يك سری صفتهای تخصصی درج كنيد، با استفاده از نام نظريه پردازان پست مدرنيسم. با اسم بنيادگذاران اين جنبش میتوان دهها اصطلاح فنی ساخت: بارتی و بارتگونه (از رولان بارت)، فوكويی و فوكوگرايی (از نام ميشل فوكو)، دريدايی و دريدامآبی (از نام ژاك دريدا) الخ... حالا اجازه بدهيد به يك نمونه عملی بپردازيم. فرض كنيم میخواهيد بگوئيد: "ساختمانهای امروزی بيگانه ساز هستند". خوب اين يك جمله معقول و متعارف است، اما مفت نمیارزد. برای يك چنين حرفی نه تنها برايتان كف نمیزنند، بلكه حتی شايد دربان را صدا كنند تا شما را از سالن بيرون بيندازد. بهترين راه اين است كه به جدول كذايی رجوع كنيد. از ستون اول يك عدد پيشوند برداريد، مثل پسا يا پيشا، و چه بهتر هردو را با هم! به جای "ساختمانهای امروزی" بگوئيد: "قالب بندی معمارگون فضاهای پساپيشازمانی". "بيگانه ساز" هم واژه بدی نيست، اما دمده شده. به جای آن بهتر است يك چيزی بگذاريد كه حسابی پست مدرن باشد، از قبيل: "هنجارشكنانه". از ستون سوم بايد صفتی برداريم وابسته به نظريه پرداز معروفی كه همه بدانند آثار خيلی مهمی نوشته اما كمتر كسی تا حالا وقت كرده آنها را بخواند. در اين مورد خاص من جامعه شناس فرانسوی ژان برودريار را پيشنهاد میكنم كه كتابهای واقعا سختی راجع به فضای پست مدرن نوشته است. تنها كاری كه باقی میماند اين است كه اين الفاظ پراكنده را به كمك تعدادی اصطلاح فاخر پست مدرن به هم جوش بزنيد. اگر اين مرحله را هم پشت سر گذاشتيد، به اين عبارت پرشكوه میرسيد: "قالب بندی معمارگون فضاهای پساپيشاعصری، به پيروی از الگوهای شناخته شده ی گفتمان بودرياری، سرشتی به غايت هنجارشكنانه دارند". كف حضار! گاهی ممكن است كسی به خود جرأت دهد و بعد از سخنرانی از شما بپرسد: "اين حرفهای بی سروته چيست كه شما میزنيد؟!" اين سؤالی است كه سخنرانان پست مدرن گاهی با آن روبرو میشوند. اما نگران نباشيد، اين هم چاره دارد. به عنوان "توضيح" سخنان پيچيده خود، حرفهايی صد برابر پيچيده تر را به طرف سؤال كننده جاری كنيد، تا او باورش شود كه چقدر از مرحله پرت است. اگر اين هم كارساز نبود، مبادا لحظهای ترديد كنيد، يا خدای نكرده بگوئيد: "نمی دانم". اين عبارت از آن الفاظ كهنهای است كه در دوران مدرنيته رواج داشت. به جای اينكه دست و پای خود را گم كنيد، سينه را جلو بدهيد و بگوئيد: "پرسش شما مرا با پهنهای چنان پر ژرفا و دامنه روبرو میكند، كه برای راززدايی از رمزگان كاركردهای چندگانه آن به كاوشی شالوده شكنانه در ساختارهای چندگانه آن نيازمنديم، كه بررسی هر يك از گزارههای آن به دهها جلسه نياز دارد! پس كوتاه بيائيد! سؤال ديگری نيست؟" كف ممتد حضار! ايران امروز نشريه خبری سياسی الكترونيك سهشنبه ١٢ ابان ١٣٨٣ |
![]() |
| ||
|
||||
![]() |